
دوران نوجوونیم خیلی کتاب خوندم ... اون زمان برخی کتابها رو فقط برای این می خوندم که خونده باشمشون !!! ... والبته بعضی دیگه رو فقط برای اینکه بهم می گفتن نخونمشون!!! ... برای همین گاهی هیچی از کتابی که می خوندم دستگیرم نمی شد .
دوران دانش آموزی، دو- سه - چند سالی مسئول کتابخونه مدرسه بودم و از اونجایی که تو اون کتابخونه جز کتابهای مذهبی، کتاب دیگه ای نبود - یا اگر هم بود کم بود و انگشت شمار- خیلی وقتم با خوندن اون کتاب ها ، به واقع ، تلف شد !
الآن که وقت آزادم یه مقدار بیشتر شده،علاوه بر درس خوندن، کتاب هم بیشتر می خونم ... حتا اونهایی رو که قبلن خوندم و نفهمیدم - همونا که فقط برای اینکه خونده باشمشون، خونده بودمشون! - ... از خوندن بعضی هاشون آی کیف می کنم ... آی کیف می کنم ... آی دستگیرم میشه ... آی دستگیرم میشه !
پایان